برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
خوشم نمیاد ... ولی روزگار کاری به خوش آمدن یا نیامدن من نداره ... یه کلم منو حساب نمیکنه شاید
گاهی از بعضی چیزای پیچیده که میتونستن به سادگی حل بشن اما موندن و بزرگ و بزرگ تر شدن اعصابم خورد میشه و اینجور مواقع به کسی که ناراحتی بهش رسیده با اشاره دستم به خودش میگم : بزنی تو دهنش !
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
من واقعا اصراری روش ندارم ولی وجودم و دیگران خیلی اصرار دارن که بهم بفهمونن !
گاهی فکر میکنم با خودم میگم فاطمه تو واقعا بازیت گرفته اینا درست نیست ... الکی داری بازی در میاری و ... ولی یه نگاه به پشت که میکنم .... نع نمی تونم بخودم بقبولونم که بازیگرم .... ؛
عوض شدم، فوق العاده تغییر کردم، کاریش هم نمیشه کرد؛
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
خواهرم با هام صحبت کرد، آروم گرفتم ؛ به امید خدا اوضاع بهتر میشه ...
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری
غذاهای مامان با عشق بیشتری پخته میشه ... ناهار امروز خیلی خوشمزه بود سبزی پلو و گوشت و مرغ و زرشک و کشمش، نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت؛
+
شخصیت ها رو باید جدا جدا نگه دارم ، قاطی شون نکنم - تا یازده شب باید زیست و شیمی و تفکر رو خونده باشم؛
امیدوارم همشون مستمر لااقل ۱۸ رو بدن ، من بچه ی خوبی بودم آخه ...
برچسب:
نویسنده: هلیا طاهری